تا حالا انقدرر غرق کاری شدید که اصلاً متوجه نشید زمان چطور گذشته؟ ✨ در ایتالیایی چند ساختار طبیعی برای این مفهوم داریم: 🔹 Perdere la cognizione del tempo یعنی «متوجه گذر زمان نشدن / درک گذر زمان را از دست دادن». 🗣️ Ho perso la cognizione del tempo. «متوجه گذر زمان نشدم.» 🔹 Non accorgersi del tempo che passa یعنی «متوجه گذر زمان نشدن». 🗣️ Non mi sono nemmeno accorta del tempo che passava. «حتی متوجه گذر زمان هم نشدم.» 🔹 Non rendersi conto di quanto tempo sia passato یعنی «متوجه نشدن که چقدر زمان گذشته». 🗣️ Non mi sono resa conto di quanto tempo fosse passato. «متوجه نشدم چقدر زمان گذشته بود.» و برای گفتن «غرق چیزی بودن» هم داریم: 🌊 Essere immerso/a in qualcosa مثلاً: 🇮🇹 Ero così immersa nello studio dell’italiano che ho perso la cognizione del tempo. «آنقدر غرق مطالعهی ایتالیایی بودم که متوجه گذر زمان نشدم.» 📚⏳ 💚 و آرزو میکنم شما هم یک روز انقدر در ایتالیایی غرق بشید که وقتی به ساعت نگاه میکنید، بگید: «وای! این همه وقت گذشت؟!»😳⏰🇮🇹 امیدوارم ایتالیایی برای شما فقط یک درس نباشه؛ بلکه بخشی از زندگیتون بشه. 🌱🎧📖🗣️✨ Perdete la cognizione del tempo, ma non perdete mai la voglia di continuare! 💚🇮🇹 بهترین زبانآموزای دنیا 💚 Continuate, sempre.🌱✨ عکس از مرکز تاریخی شهر باری Bari- Italia که هر بار باعث میشد گذر زمان رو متوجه نشم!🥹💚🇮🇹